کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۵ - به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود...

1

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود

که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود

2

حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست

به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود

3

مباحثی که در آن مجلس جنون می رفت

ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود

4

دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی

ز نامساعدی بختش اندکی گله بود

5

قیاس کردم و آن چشم جادوانه مست

هزار ساحر چون سامریش در گله بود

6

بگفتمش به لبم بوسه ای حوالت کن

به خنده گفت کی ات با من این معامله بود

7

ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش

میان ماه و رخ یار من مقابله بود

8

دهان یار که درمان درد حافظ داشت

فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود

متن شعر کپی شد.