کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵۵ - صورتت یک باره از آدم نمود از قید هستی...

1

صورتت یک باره از آدم نمود از قید هستی

پی به معنی برده ام در عالم صورت پرستی

2

تا زلف تاب مشتاقان برد در حال جنبش

ترک چشمت خون هشیاران خورد در عین هستی

3

هم لبان لعل تو نامم نبرد از بینوایی

هم دهان تنگ تو کامم نداد از تنگ دستی

4

طالبان را نیش شوقت خوش تر است از نوش دارو

عاشقان را درد عشقت بهتر است از تندرستی

5

هم تو را در عرش اعلا جسته هم در قعر دریا

ای تو مقصود فروغی بوده زین بالا و پستی

متن شعر کپی شد.