غزل · فروغی بسطامی
غزل شماره ۴۵۹ - با من اگر خواجه سری داشتی...
1
با من اگر خواجه سری داشتی
هر سر مویم هنری داشتی
2
بر تو شدی سر اناالحق عیان
گر ز حقیقت خبری داشتی
3
غرق شدی ساکن بیت الحزن
چون من اگر چشم تری داشتی
4
قطع نظر کردمی از کاینات
جانب من گر نظری داشتی
5
دیدی اگر ماه مرا آفتاب
دیده حسرت نگری داشتی
6
کی غمی از روز جزا داشتم
شام غمش گر سحری داشتی
7
روی تو را ماه فلک خواندمی
گر لب هم چون شکری داشتی
8
قد تو را سرو چمن گفتمی
گر رخ هم چون قمری داشتی
9
کشت مرا حسرت آن ناتوان
کش تو به بالین گذری داشتی
10
در دل آن ماه چه بودی اگر
آه فروغی اثری داشتی