کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶۶ - با آن که می از شیشه به پیمانه نکردی...

1

با آن که می از شیشه به پیمانه نکردی

در بزم کسی نیست که دیوانه نکردی

2

ای خانه شهری نگهت برده به یغما

در شهر دلی کو که در او خانه نکردی

3

تا گنج غمت را سر ویرانی دلهاست

یک خانه دل نیست که ویرانه نکردی

4

از حال شکست دلم آگاه نگشتی

تا زلف شکن بر شکنت شانه نکردی

5

تنها نه من از عشق رخت شهره شهرم

صاحب نظری نیست که افسانه نکردی

6

نازم سرت ای شمع که شهری زدی آتش

واندیشه ز دود دل پروانه نکردی

7

با چشم تو محرم نشدم تا به نگاهی

بیگانه ام از محرم و بیگانه نکردی

8

ای آن که به مردی نشدی کشته جانان

دردا که یکی همت مردانه نکردی

9

ایمن دلی از دست ستم کاری صیاد

خون خوردن و فریاد غریبانه نکردی

10

دل تنگ شدی باز فروغی مگر امروز

از دست غمش گریه مستانه نکردی

متن شعر کپی شد.