کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷۶ - زان فشانم اشک در هر رهگذاری...

1

زان فشانم اشک در هر رهگذاری

تا به دامان تو ننشیند غباری

2

زلفت از هر حلقه می بندد اسیری

چشمت از هر گوشه می گیرد شکاری

3

از برای بی قراران محبت

آه اگر زلف تو نگذارد قراری

4

اختیاری آید اندر دست ما را

گر گذارد عشق در دست اختیاری

5

چشم تو گر گوشه کارم نگیرد

پیش نتوانم گرفتن هیچ کاری

6

رنج عشقت راحت هر دردمندی

زخم تیغت مرهم هر دل فکاری

7

از کنارم رفته تا آن سرو بالا

جوی اشکم می رود از هر کناری

8

گوشه ای خواهم نهان از چشم مردم

تا به کام دل بگیریم روزگاری

9

تا گره بگشاید از کارم فروغی

بسته ام دل را به زلف تاب داری

متن شعر کپی شد.