کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۲ - سر راهش افتادم از ناتوانی...

1

سر راهش افتادم از ناتوانی

وزین ضعف کردم بسی کامرانی

2

کسی کاو به دل ناوکش خورد گفتا

که شوخی ندیدم بدین شخ کمانی

3

ز چشمی است چشم امیدم که هرگز

به کس ننگرد از ره سرگرانی

4

زبان از شکایت بر دوست بستم

ز بس یافتم لذت بی زبانی

5

نشان خواهی از وی، ز خود بی نشان شو

که من زو نشان جستم از بی نشانی

6

کسی داند احوال پیران عشقش

که پیرانه سر کرده باشد جوانی

7

به هجران مرا سهل شد دادن جان

که سخت است دوری ز یاران جانی

8

دریغا که از ماه رویان ندیدم

به جز بی وفایی و نامهربانی

9

شنیدن توان نغمه ارغنون را

چو ساقی دهد باده ارغوانی

10

من و زخم کاری، تو و دل شکاری

من و جان سپاری، تو و جان ستانی

11

تو و عشوه کردن، من و دل سپردن

تو و جان گرفتن، من و جان فشانی

12

بکش خنجر کین به جان فروغی

به طوری که خواهی، به طرزی که دانی

متن شعر کپی شد.