غزل · فروغی بسطامی
شماره ۱۵ - بشنو ای تازه غزال این غزل تازه شاه...
1
بشنو ای تازه غزال این غزل تازه شاه
تا شود خوش دلی هر دو جهان حاصل تو
2
در ازل چون بسرشتند ملایک گل تو
حیف و صد حیف که کردند چو آهن دل تو
3
همه جایی و ندانیم کجایی ای دوست
هیچ کس پا ننهاده ست به سر منزل تو
4
دل عشاق به امید وصال تو خوش است
ره ندارند به جایی به جز از محفل تو
5
هر کجا رو کنی ای دوست همه مشتاقان
هم چو مجنون بدوند از عقب محمل تو
6
دوش پیش دهنت مشکل خود را گفتم
گفت کز تنگی حل می نشود مشکل تو
7
عقل در چاره سودای تو بی چاره بماند
وقت آن است که دیوانه شود عاقل تو»