کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵ - ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست...

1

ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست

پروای جان خویش و سر کاینات نیست

2

از پیش یار اگر نفسی دور می شوم

هر دم که میزنم ز حساب حیات نیست

3

در عاشقی خموشی و در هجر صابری

این خود حکایتیست که در ممکنات نیست

4

رندی گزین که شیوه ناموس و رنگ و بو

غیر از خیال باطل و جز ترهات نیست

5

بگذار هرچه داری و بگذر که مرد را

جز ترک توشه توشه راه نجات نیست

6

از خود طلب که هرچه طلب میکنی زیار

در تنگنای کعبه و در سومنات نیست

7

در یوزه کردم از لب دلدار بوسه ای

گفتا برو عبید که وقت زکوه نیست

متن شعر کپی شد.