کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱ - ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد...

1

ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد

چو روز وصل توام در خیال میگذرد

2

جهان برابر چشمم سیاه میگردد

چو در ضمیر من آن زلف و خال میگذرد

3

اگر هلاک خودم آرزوست منع مکن

مرا که عمر چنین در ملال میگذرد

4

خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست

که در حوالیش آب زلال میگذرد

5

ز بوی زلف توام روح تازه میگردد

سپیده دم که نسیم شمال میگذرد

6

من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات

که بر دماغ چه فکر محال میگذرد

7

غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید

وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد

متن شعر کپی شد.