کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳ - نسیم خاک مصلی و آب رکن آباد...

1

نسیم خاک مصلی و آب رکن آباد

غریب را وطن خویش میبرد از یاد

2

زهی خجسته مقامی و جانفزا ملکی

که باد خطه عالیش تا ابد آباد

3

بهر طرف که روی نغمه میکند بلبل

بهر چمن که رسی جلوه میکند شمشاد

4

بهر که درنگری شاهدیست چون شیرین

بهر که برگذری عاشقیست چون فرهاد

5

در این دیار دلم شهر بند دلداریست

که جان به طلعت او خرمست و خاطر شاد

6

سرم هوای وطن میپزد ولیک دلم

ز بند زلف سیاهش نمیشود آزاد

7

ز جور سنبل کافر مزاج او افغان

ز دست نرگس جادو فریب او فریاد

8

غنیمتست غنیمت شمار فرصت عیش

که تن ضعیف نهاد است و عمر بی بنیاد

9

بگیر دامن یاری و هرچه خواهی کن

بنوش باده صافی و هرچه بادا باد

10

به سوی باده و نی میل کن که میگویند

« جهان بر آب نهاده است و آدمی بر باد»

11

خوشست ناز و نعیم جهان ولی چو عبید

« غلام همت آنم که دل بر او ننهاد »

متن شعر کپی شد.