کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴ - دلم ز عشق تبرا نمی تواند کرد...

1

دلم ز عشق تبرا نمی تواند کرد

صبوری از رخ زیبا نمی تواند کرد

2

غم از درون دل من برون نمی آید

که ترک مسکن و ماوی نمی تواند کرد

3

بروی خوب مرا دیده روشنست ولی

به هیچ وجه مهیا نمی تواند کرد

4

برفت دوش خیالش ز چشم من چه کند

مقام بر لب دریا نمی تواند کرد

5

به صبر کام توان یافتن ولیک چه سود

چو صبر در دل ما جا نمی تواند کرد

6

عبید گه گهی از بهر مصلحت میگفت

که توبه میکند اما نمی تواند کرد

متن شعر کپی شد.