کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲ - مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند...

1

مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند

واحسرتا که بخت عنایت نمیکند

2

در پیش چشم او لب او میکشد مرا

وان شوخ چشم بین که حمایت نمیکند

3

چندانکه عجز حال بر او عرضه میکنم

در وی به هیچ نوع سرایت نمیکند

4

پیش کسی ز شکر و شکایت چه دم زنم

کاندیشه ای ز شکر و شکایت نمیکند

5

در حق بندگان نظر لطف گاه گاه

هم میکند ولیک به غایت نمیکند

6

تا گفته ام دهان تو هیچست از آن زمان

با ما ز خشم هیچ حکایت نمیکند

7

بلبل صفت عبید به هرجا که میرسد

غیر از حدیث عشق روایت نمیکند

متن شعر کپی شد.