کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴ - بی روی یار صبر میسر نمی شود...

1

بی روی یار صبر میسر نمی شود

بی صورتش حباب مصور نمی شود

2

با او دمی وصال به صد لابه سالها

تقریر میکنیم و مقرر نمی شود

3

گفتم که بوسه ای بربایم ز لعل او

مشکل سعادتیست که باور نمی شود

4

جز آنکه سر ببازم و در پایش اوفتم

دستم به هیچ چاره دیگر نمی شود

5

افسرده دل کسی که ز زنجیر زلف او

دیوانه می نگردد و کافر نمی شود

6

عشقش حکایتیست که از دل نمی رود

وصفش فسانه ایست که باور نمی شود

7

تا بوی زلف یار نمی آورد صبا

از بوی او دماغ معطر نمی شود

8

ساقی بیار باده که هر لحظه عیش خوش

بی مطرب و پیاله و ساغر نمی شود

9

گفتی به صبر کار میسر شود عبید

تدبیر چیست جان برادر، نمی شود

متن شعر کپی شد.