کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۲ - بر سر آنم که گر ز دست برآید...

1

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

2

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

3

صحبت حکام ظلمت شب یلداست

نور ز خورشید جوی بو که برآید

4

بر در ارباب بی مروت دنیا

چند نشینی که خواجه کی به درآید

5

ترک گدایی مکن که گنج بیابی

از نظر ره روی که در گذر آید

6

صالح و طالح متاع خویش نمودند

تا که قبول افتد و که در نظر آید

7

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر

باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید

8

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست

هر که به میخانه رفت بی خبر آید

متن شعر کپی شد.