کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳ - دل همان به که گرفتار هوائی باشد...

1

دل همان به که گرفتار هوائی باشد

سر همان به که نثار کف پائی باشد

2

هجر خوش باشد اگر چشم توان داشت وصال

درد سهلست اگر امید دوائی باشد

3

دامن یار به دست آر و ره میکده گیر

نشناس اینکه به از میکده جائی باشد

4

هوس خانقهم نیست که بیزارم از آن

بوریائی که در او بوی ریائی باشد

5

صوفی صافی در مذهب ما دانی کیست

آن که با باده صافیش صفائی باشد

6

پیر میخانه از خانه برون کرد مگر

ننگ دارد که در آن کوچه گدائی باشد

7

چه کند گر نکشد محنت و خواری چو عبید

هر که را دل متعلق به هوائی باشد

متن شعر کپی شد.