کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲ - بی یار دل شکسته و دور از دیار خویش...

1

بی یار دل شکسته و دور از دیار خویش

درمانده ایم عاجز و حیران به کار خویش

2

از روزگار هیچ مرادی نیافتیم

آزرده ایم لاجرم از روزگار خویش

3

نه کار دل به کام و نه دلدار سازگار

خونین دلم ز طالع ناسازگار خویش

4

یکدم قرار نیست دلم را ز تاب عشق

در آتشم ز دست دل بی قرار خویش

5

از بهر آنکه میزند آبی بر آتشم

منت پذیرم از مژه سیل بار خویش

6

دیوانه دل به عشق سپارد عبیدوار

عاقل به دست دل ندهد اختیار خویش

متن شعر کپی شد.