کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۴ - چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید...

1

چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید

ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید

2

نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل

چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید

3

حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست

که شمه ای ز بیانش به صد رساله برآید

4

ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت

که بی ملالت صد غصه یک نواله برآید

5

به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود

خیال باشد کاین کار بی حواله برآید

6

گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان

بلا بگردد و کام هزارساله برآید

7

نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ

ز خاک کالبدش صد هزار لاله برآید

متن شعر کپی شد.