غزل · عبید زاکانی
غزل شماره ۸۰ - یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم...
1
یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
به امید کرمت روی به راه آوردیم
2
بر سر نفس بدآموز که شیطان رهست
از ندامت حشر از تو به سپاه آوردیم
3
بر گنه کاری خود گرچه مقریم ولی
ناله زار و رخ زرد گواه آوردیم
4
گرچه ما نامه سیاهیم ببخشای که ما
روسیاهیم از آن نامه سیاه آوردیم
5
بر در عفو تو ما بی سر و پایان چو عبید
تا تهی دست نباشیم گناه آوردیم