کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵ - از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم...

1

از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم

بر لب رسید جان و به جانان نمیرسیم

2

گر رهروان به کعبه مقصود میرسند

ما جز به خارهای مغیلان نمیرسیم

3

آنانکه راه عشق سپردند پیش از این

شبگیر کرده اند به ایشان نمیرسیم

4

ایشان مقیم در حرم وصل مانده اند

ما سعی میکنیم و به دربان نمیرسیم

5

بوئی ز عود می شنود جان ما ولی

در کنه کار مجمره گردان نمیرسیم

6

چون صبح در صفا نفس صدق میزنیم

لیکن به آفتاب درخشان نمیرسیم

7

در مسکنت چو پیرو سلمان نمیشویم

در سلطنت به جاه سلیمان نمیرسیم

8

همچون عبید واله و حیران بمانده ایم

در سر کارخانه یزدان نمیرسیم

متن شعر کپی شد.