کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸ - رفتم از خطه شیراز و به جان در خطرم...

1

رفتم از خطه شیراز و به جان در خطرم

وه کزین رفتن ناچار چه خونین جگرم

2

میروم دست زنان بر سر و پای اندر گل

زین سفر تا چه شود حال و چه آید به سرم

3

گاه چون بلبل شوریده درآیم به خروش

گاه چون غنچه دلتنگ گریبان بدرم

4

من از این شهر اگر برشکنم در شکنم

من از این کوی اگر برگذرم درگذرم

5

بی خود و بی دل و بی یار برون از شیراز

«میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم»

6

قوت دست ندارم چو عنان میگیرم

«خبر از پای ندارم که زمین می سپرم»

7

این چنین زار که امروز منم در غم عشق

قول ناصح نکند چاره و پند پدرم

8

ای عبید این سفری نیست که من میخواهم

میکشد دهر به زنجیر قضا و قدرم

متن شعر کپی شد.