کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۵ - زهی خجسته زمانی که یار بازآید...

1

زهی خجسته زمانی که یار بازآید

به کام غمزدگان غمگسار بازآید

2

به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم

بدان امید که آن شهسوار بازآید

3

اگر نه در خم چوگان او رود سر من

ز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید

4

مقیم بر سر راهش نشسته ام چون گرد

بدان هوس که بدین رهگذار بازآید

5

دلی که با سر زلفین او قراری داد

گمان مبر که بدان دل قرار بازآید

6

چه جورها که کشیدند بلبلان از دی

به بوی آن که دگر نوبهار بازآید

7

ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ

که همچو سرو به دستم نگار بازآید

متن شعر کپی شد.