کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۶ - اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید...

1

اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید

عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید

2

دارم امید بر این اشک چو باران که دگر

برق دولت که برفت از نظرم بازآید

3

آن که تاج سر من خاک کف پایش بود

از خدا می طلبم تا به سرم بازآید

4

خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز

شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید

5

گر نثار قدم یار گرامی نکنم

گوهر جان به چه کار دگرم بازآید

6

کوس نودولتی از بام سعادت بزنم

گر ببینم که مه نوسفرم بازآید

7

مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح

ور نه گر بشنود آه سحرم بازآید

8

آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ

همتی تا به سلامت ز درم بازآید

متن شعر کپی شد.