کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۲ - دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی...

1

دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی

زین شوخ دلفریبی زین شنگ جانفزائی

2

زین سرو خوشخرامی گل پیش او غلامی

مه پیش او اسیری شه پیش او گدائی

3

هر غمزه اش سنانی هر ابرویش کمانی

گیسوی او کمندی بالای او بلائی

4

ما را ز عشق رویش هر لحظه ای فتوحی

ما را ز خاک کویش هر ساعتی صفائی

5

بگرفته عشق ما را ملک وجود آنگه

عقل آمده که ما نیز هستیم کدخدائی

6

جان می فزاید الحق باد صبا سحرگه

مانا که هست با او بوئی ز آشنائی

7

گفتم عبید گفتا نامش مبر که باشد

رندی قمار بازی دزدی گریز پائی

متن شعر کپی شد.