کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۸ - جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید...

1

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

هلال عید در ابروی یار باید دید

2

شکسته گشت چو پشت هلال قامت من

کمان ابروی یارم چو وسمه بازکشید

3

مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت

که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید

4

نبود چنگ و رباب و نبید و عود که بود

گل وجود من آغشته گلاب و نبید

5

بیا که با تو بگویم غم ملالت دل

چرا که بی تو ندارم مجال گفت و شنید

6

بهای وصل تو گر جان بود خریدارم

که جنس خوب مبصر به هر چه دید خرید

7

چو ماه روی تو در شام زلف می دیدم

شبم به روی تو روشن چو روز می گردید

8

به لب رسید مرا جان و برنیامد کام

به سر رسید امید و طلب به سر نرسید

9

ز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چند

بخوان ز نظمش و در گوش کن چو مروارید

متن شعر کپی شد.