قصیده · عبید زاکانی
قصیده شماره ۳۵ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحق
1
ای بر در تو دولت و اقبال پاسبان
وی خاک آستانه تو کعبه امان
2
هرکس که همچو حلقه برین در ملازمست
او را اسیر و حلقه بگوشند انس و جان
3
وانکس که بر در تو نگردد کلید دار
در تخته بند بسته بود چون کلید دان
4
خرم دریکه باز شود هر سحرگهی
بر درگه خجسته سلطان کامران
5
خورشید ملک سایه یزدان جمال دین
دارای دهر خسرو گیتی جم زمان
6
شاهی که اطلس تتق زرنگار چرخ
مانند پرده می نهدش سر بر آستان
7
بادا همیشه بر در دولت سرای او
تایید و بخت و دولت و اقبال را قران