کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۱۶ - در شکایت از قرض گوید

1

مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض

هریک به کار و باری و من مبتلای قرض

2

قرض خدا و قرض خلایق به گردنم

آیا ادای فرض کنم یا ادای قرض

3

خرجم فزون ز غایت و قرضم برون ز حد

فکر از برای خرج کنم یا برای قرض

4

از هیچ خط نتابم غیر از سجل دین

وز هیچکس ننالم غیر از گوای قرض

5

در شهر قرض دارم واندر محله قرض

در کوچه قرض دارم واندر سرای قرض

6

از صبح تا به شام در اندیشه مانده ام

تا خود کجا بیابم ناگه رجای قرض

7

مردم ز دست قرض گریزان و من به صدق

خواهم پس از نماز و دعا از خدای قرض

8

عرضم چو آبروی گدایان به باد رفت

از بس که خواستم ز در هر گدای قرض

9

گر خواجه تربیت نکند نزد پادشا

مسکین عبید چون کند آخر دوای قرض

10

خواجه علاء دولت و دین آن که جز کفش

هرگز کسی ندید به گیتی سزای قرض

متن شعر کپی شد.