رباعی · عبید زاکانی
رباعی شماره ۱۴ - ای شعله ای از پرتو رویت خورشید...
1
ای شعله ای از پرتو رویت خورشید
رویم ز غمت زرد شد و موی سفید
2
از وصل تو هر که بود در جمله جهان
بر داشت نصیبی و من خسته امید
رباعی · عبید زاکانی
ای شعله ای از پرتو رویت خورشید
رویم ز غمت زرد شد و موی سفید
از وصل تو هر که بود در جمله جهان
بر داشت نصیبی و من خسته امید