کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۰ - روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر...

1

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

خرمن سوختگان را همه گو باد ببر

2

ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا

گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر

3

زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات

ای دل خام طمع این سخن از یاد ببر

4

سینه گو شعله آتشکده فارس بکش

دیده گو آب رخ دجله بغداد ببر

5

دولت پیر مغان باد که باقی سهل است

دیگری گو برو و نام من از یاد ببر

6

سعی نابرده در این راه به جایی نرسی

مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر

7

روز مرگم نفسی وعده دیدار بده

وان گهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر

8

دوش می گفت به مژگان درازت بکشم

یا رب از خاطرش اندیشه بیداد ببر

9

حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار

برو از درگهش این ناله و فریاد ببر

متن شعر کپی شد.