کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۲۴ - در صفت وصال

1

چنین زیبا نگاری دلستانی

به رعنائی و خوبی داستانی

2

چنان بر عاشق خود مهربان بود

که گوئی عاشق جان و جهان بود

3

نبودی با منش جز مهربانی

ندیدیم جز از او شیرین زبانی

4

مدامم خرمی دمساز بودی

به رویش چشم جانم باز بودی

5

به دل گفتم که ای مدهوش بیمار

غمش را در میان جان نگهدار

6

کزین خوشتر کسی دلبر نیابد

به خوبی کس از این بهتر نیابد

7

بهم خوش بود ما را روزگاری

به وصلش داشتم خوش کار و باری

8

سعادت یار و بختم همنشین بود

زمان در حکم و اقبالم قرین بود

9

ز طالع خرم و دلشاد بودم

ز بند هر غمی آزاد بودم

10

جهان محکوم و دولت یاورم بود

فلک مامور و اختر چاکرم بود

11

کنون زان عیش جز خون در دلم نیست

در آن شادی بجز غم حاصلم نیست

12

تنی خسته دلی غمناک دارم

به دستی باد و دستی خاک دارم

متن شعر کپی شد.