کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۱۰ - گر چه در پایان سرودن این اشعار بخود چنین خطاب کرده بود:

1

لیک اگر پند من آری به گوش

مصلحت آن ست که مانی خموش

2

چل شد و درین جهت آمد نشست

پیش مبین بیش که افتی به شست

3

تو بت توبه ست ، گرانی مکن

روی به پیر یست، جوانی مکن

4

بار خدایا! من غافل به راز،

این ورق ساده که بستم طراز

5

گر چه که امروز جمال من ست

عاقبت الا مر وبال من ست

6

عفو کن آن را که رضای تو نیست

تو به ده از هر چه برای تو نیست

7

چون زتو شد این همه ناچیز چیز

هم تو کنی در دل خلقی عزیز

8

عیب شناسان به کمین من اند

بی هنر ان جمله به کین من آند

9

تو به کرم ، عیب من عیب کوش

در نظر عیب شناسان بپوش

متن شعر کپی شد.