کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۲۱ - جواب پسر

1

گفت به حاجب که بشه باز پوی

خدمت من گوی و پس آنگه بگوی

2

با منت از بهر تمنای ملک

خام بود پختن سودای ملک

3

پخته ئی آخر ! دم خامان مزن

من زتو زادم! نه تو زادی زمن

4

ملک به میراث نیابد کسی

تا نزند تیغ دو بسی

5

نیستم آن طفل دیدی نخست

بالغ ملکم به بلاغت درست

6

خرد مخوانم که ز دور ز من

داد خدا دور بزرگی به من

7

جز تو کسی گردم این در زدی ،

سرزنش تیغ منش سر زدی

8

لیک توئی چون به پی این سریر

من ندهم ، گر تو توانی بگیر !

متن شعر کپی شد.