مثنوی · امیرخسرو دهلوی
شماره ۲۴ - پیام پدر
1
ای ز نسب گشته سزای سریر
ور پسری ، همچو پدر بی نظیر
2
چشم منی !هیچ غباری میار
دیده نشاید که بود پرغبار
3
تاتو ندانی که درین جستجوی
از پی ملک ست مرا گفتگوی
4
گر چه توانم ز تو این پا یه برد
از تو ستانم ، بکه خواهم سپرد ؟
5
بهر خدا صورت خویشم نمای
روی مگردان و بترس از خدای