مثنوی · امیرخسرو دهلوی
شماره ۳۲ - ( رسیدن کیقباد به دهلی )
1
رخش طلب کرد شه کام گار
شد بگه چاشت به دولت سوار
2
از روش پیل کران تا کران
سر به سر اندام زمین شد گران
3
صف سیاه از علم سرخ وز رد
نسخه دیباچه نوروز کرد
4
شه بته چتر سیه می چمید
اول شب صبح دوم می دمید
5
شاه بدر وازه دولت شتافت
دادبدر وازه کشادی که یافت
6
نغمه مطرب زگلوگاه ساز
گوش نیوشنده همی کرد باز
7
ماه و شاخ چرخ زنان پای کوب
گشته به مو از ره شه خاکروب
8
بس که فشاندند ز هر سو نثار
فرش زمین شد ز در شاهوار