کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۸ - مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق...

1

مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق

گرت مدام میسر شود زهی توفیق

2

جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است

هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق

3

دریغ و درد که تا این زمان ندانستم

که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق

4

به مامنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت

که در کمینگه عمرند قاطعان طریق

5

بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام

حکایتیست که عقلش نمی کند تصدیق

6

اگر چه موی میانت به چون منی نرسد

خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق

7

حلاوتی که تو را در چه زنخدان است

به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق

8

اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب

که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق

9

به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام

ببین که تا به چه حدم همی کند تحمیق

متن شعر کپی شد.