غزل · حافظ
غزل شماره ۳۰۲ - خوش خبر باشی ای نسیم شمال...
1
خوش خبر باشی ای نسیم شمال
که به ما می رسد زمان وصال
2
قصه العشق لا انفصام لها
فصمت ها هنا لسان القال
3
مالسلمی و من بذی سلم
این جیراننا و کیف الحال
4
عفت الدار بعد عافیه
فاسالوا حالها عن الاطلال
5
فی جمال الکمال نلت منی
صرف الله عنک عین کمال
6
یا برید الحمی حماک الله
مرحبا مرحبا تعال تعال
7
عرصه بزمگاه خالی ماند
از حریفان و جام مالامال
8
سایه افکند حالیا شب هجر
تا چه بازند شب روان خیال
9
ترک ما سوی کس نمی نگرد
آه از این کبریا و جاه و جلال
10
حافظا عشق و صابری تا چند
ناله عاشقان خوش است بنال