غزل · حافظ
غزل شماره ۳۰۵ - به وقت گل شدم از توبه شراب خجل...
1
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
که کس مباد ز کردار ناصواب خجل
2
صلاح ما همه دام ره است و من زین بحث
نیم ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجل
3
بود که یار نرنجد ز ما به خلق کریم
که از سوال ملولیم و از جواب خجل
4
ز خون که رفت شب دوش از سراچه چشم
شدیم در نظر ره روان خواب خجل
5
رواست نرگس مست ار فکند سر در پیش
که شد ز شیوه آن چشم پرعتاب خجل
6
تویی که خوبتری ز آفتاب و شکر خدا
که نیستم ز تو در روی آفتاب خجل
7
حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت
ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل