کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۶ - اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول...

1

اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول

رسد به دولت وصل تو کار من به اصول

2

قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا

فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول

3

چو بر در تو من بی نوای بی زر و زور

به هیچ باب ندارم ره خروج و دخول

4

کجا روم چه کنم چاره از کجا جویم

که گشته ام ز غم و جور روزگار ملول

5

من شکسته بدحال زندگی یابم

در آن زمان که به تیغ غمت شوم مقتول

6

خرابتر ز دل من غم تو جای نیافت

که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول

7

دل از جواهر مهرت چو صیقلی دارد

بود ز زنگ حوادث هر آینه مصقول

8

چه جرم کرده ام ای جان و دل به حضرت تو

که طاعت من بی دل نمی شود مقبول

9

به درد عشق بساز و خموش کن حافظ

رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول

متن شعر کپی شد.