کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۵ - به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم...

1

به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم

بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم

2

اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد

به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم

3

چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق

که در هوای رخت چون به مهر پیوستم

4

بیار باده که عمریست تا من از سر امن

به کنج عافیت از بهر عیش ننشستم

5

اگر ز مردم هشیاری ای نصیحتگو

سخن به خاک میفکن چرا که من مستم

6

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست

که خدمتی به سزا برنیامد از دستم

7

بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت

که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم

متن شعر کپی شد.