کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۶ - زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم...

1

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

2

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر

سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

3

زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم

طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

4

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم

غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

5

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم

قد برافراز که از سرو کنی آزادم

6

شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را

یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

7

شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه

شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

8

رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس

تا به خاک در آصف نرسد فریادم

9

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی

من از آن روز که دربند توام آزادم

متن شعر کپی شد.