غزل · حافظ
غزل شماره ۳۱۹ - سال ها پیروی مذهب رندان کردم...
1
سال ها پیروی مذهب رندان کردم
تا به فتوی خرد حرص به زندان کردم
2
من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه
قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
3
سایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان
که من این خانه به سودای تو ویران کردم
4
توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون
می گزم لب که چرا گوش به نادان کردم
5
در خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
6
نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست
آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم
7
دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع
گر چه دربانی میخانه فراوان کردم
8
این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت
اجر صبریست که در کلبه احزان کردم
9
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
10
گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب
سال ها بندگی صاحب دیوان کردم