کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۲۸ - من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم...

1

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم

2

دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو

که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم

3

همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

4

ای نسیم سحری بندگی من برسان

که فراموش مکن وقت دعای سحرم

5

خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار

و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم

6

حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل

دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم

7

پایه نظم بلند است و جهان گیر بگو

تا کند پادشه بحر دهان پرگهرم

متن شعر کپی شد.