کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۱ - به تیغم گر کشد دستش نگیرم...

1

به تیغم گر کشد دستش نگیرم

وگر تیرم زند منت پذیرم

2

کمان ابرویت را گو بزن تیر

که پیش دست و بازویت بمیرم

3

غم گیتی گر از پایم درآرد

بجز ساغر که باشد دستگیرم

4

برآی ای آفتاب صبح امید

که در دست شب هجران اسیرم

5

به فریادم رس ای پیر خرابات

به یک جرعه جوانم کن که پیرم

6

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند

که من از پای تو سر بر نگیرم

7

بسوز این خرقه تقوا تو حافظ

که گر آتش شوم در وی نگیرم

متن شعر کپی شد.