کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۱ - گر من از سرزنش مدعیان اندیشم...

1

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

شیوه مستی و رندی نرود از پیشم

2

زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست

من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم

3

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را

زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

4

بر جبین نقش کن از خون دل من خالی

تا بدانند که قربان تو کافرکیشم

5

اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا

تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم

6

شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان

که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم

7

من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس

حافظ راز خود و عارف وقت خویشم

متن شعر کپی شد.