کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۷ - صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم...

1

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

2

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود

مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

3

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات

در یکی نامه محال است که تحریر کنم

4

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود

کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

5

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد

در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

6

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد

دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

7

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی

من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

8

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ

چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم

متن شعر کپی شد.