کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۵ - حالیا مصلحت وقت در آن می بینم...

1

حالیا مصلحت وقت در آن می بینم

که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

2

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم

یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

3

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم

تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

4

سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو

گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

5

بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح

شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

6

سینه تنگ من و بار غم او هیهات

مرد این بار گران نیست دل مسکینم

7

من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر

این متاعم که همی بینی و کمتر زینم

8

بنده آصف عهدم دلم از راه مبر

که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم

9

بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند

که مکدر شود آیینه مهرآیینم

متن شعر کپی شد.