کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۸ - خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم...

1

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم

به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم

2

زاد راه حرم وصل نداریم مگر

به گدایی ز در میکده زادی طلبیم

3

اشک آلوده ما گر چه روان است ولی

به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم

4

لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام

اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم

5

نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد

مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم

6

عشوه ای از لب شیرین تو دل خواست به جان

به شکرخنده لبت گفت مزادی طلبیم

7

تا بود نسخه عطری دل سودازده را

از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم

8

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد

ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

9

بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم

متن شعر کپی شد.