کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۰ - صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم...

1

صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم

به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم

2

در میخانه ام بگشا که هیچ از خانقه نگشود

گرت باور بود ور نه سخن این بود و ما گفتیم

3

من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده ام لیکن

بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم

4

اگر بر من نبخشایی پشیمانی خوری آخر

به خاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم

5

قدت گفتم که شمشاد است بس خجلت به بار آورد

که این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم

6

جگر چون نافه ام خون گشت کم زینم نمی باید

جزای آن که با زلفت سخن از چین خطا گفتیم

7

تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار درنگرفت

ز بدعهدی گل گویی حکایت با صبا گفتیم

متن شعر کپی شد.