سایر · رودکی
شماره ۳۸ - جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست...
1
جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست
همین بلات بسست، ای بهر بلا خرسند
2
خیال رزم تو گر در دل عدو گردد
ز بیم تیغ تو بندش جدا شود از بند
3
ز عدل تست به هم باز و صعوه را پرواز
ز حکم تست شب و روز را به هم پیوند
4
به خوشدلی گذران بعد ازین، که باد اجل
درخت عمر بداندیش را ز پا افگند
5
همیشه تا که بود از زمانه نام و نشان
مدام تا که بود گردش سپهر بلند
6
به بزم عیش و طرب باد نیک خواه تو شاد
حسود جاه تو بادا ز غصه زار و نژند