غزل · حافظ
غزل شماره ۴۲۰ - ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه...
1
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه
2
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساخته ای یعنی چه
3
شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه
4
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداخته ای یعنی چه
5
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان
و از میان تیغ به ما آخته ای یعنی چه
6
هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه
7
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه