غزل · حافظ
غزل شماره ۴۲۶ - از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه...
1
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
انی رایت دهرا من هجرک القیامه
2
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا لنا العلامه
3
هر چند کآزمودم از وی نبود سودم
من جرب المجرب حلت به الندامه
4
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
5
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم
و الله ما راینا حبا بلا ملامه
6
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین
حتی یذوق منه کاسا من الکرامه